سومین و آخرین پیکربندی ارزش، شبکه ارزش است. شبکه ارزش، شرکتی است که ارزش را با مرتبط کردن کارگزاران و مشتریانی که وابسته به یکدیگر بوده و یا می‌خواهند باشند، ایجاد می‌کند. این شرکت ها اطلاعات، پول، محصولات و خدمات را توزیع می‌کنند. در حالی که فعالیت ها در زنجیره های ارزش و کارگاه های ارزش به صورت ترتیبی انجام می‌شوند، فعالیت ها در شبکه های ارزش به طور موازی رخ می‌دهند. تعداد و ترکیب مشتریان و نقاط دسترسی در شبکه، گرداننده‌های مهمی در شبکه ارزش هستند. مشتریان بیشتر و ارتباطات بیشتر، ارزش بالاتری را برای مشتریان ایجاد می‌کند.
Stabel و Fieldstat عقیده دارند که مدیریت شبکه ارزش را می‌توان با مدیریت باشگاه مقایسه کرد. سازمان میانجی، اعضایی را می‌پذیرد که یکدیگر را تکمیل می‌کنند و در برخی موارد، اعضایی را که این توانایی را ندارند، حذف می‌کنند. سازمان، روابط بین اعضا را ایجاد و پایش کرده و خاتمه می‌دهد. روابط تأمین کننده به مشتری ممکن است بین اعضای باشگاه وجود داشته باشد اما برای سازمان میانجی، همگی مشتری هستند.
مثال هایی از شبکه های ارزش عبارتند از:
شرکت های ارتباطات راه دور، مؤسسات مالی از قبیل بانک ها و شرکت های بیمه و دلالان سهام. شبکه های ارزش سه فعالیت را انجام می‌دهند.

  • توسعه شبکه مشتریان جدید به منظور افزایش ارزش برای مشتریان موجود و مشتریان جدید.
  • توسعه خدمات جدید و بهبود در خدمات موجود.
  • رابین هوش اولین شرکت دیجیتال مارکتینگ برمبنای هوش مصنوعی برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید.
  • توسعه زیرساخت به گونه ای که بتوان خدمات مشتری را کارآتر و کارآمدتر فراهم کرد.
سازمان به عنوان شبکه ارزش

موقعیت فعلی IS / IT در شبکه ارزش را اساسا می‌توان از طریق زیرساختی که معمولا متشکل از فناوری اطلاعات است، توصیف کرد. به علاوه، بسیاری از خدمات جدید ممکن است سیستم های اطلاعاتی باشند که توسط مشتریان برای ارتباطات و تراکنش های کسب و کار با سایر مشتریان مورد استفاده قرار بگیرند. مؤلفه دانش عمدتا در خدمات شبکه ارزش وجود دارد، زیرا سیستم های اطلاعاتی برای تبادل اطلاعات مرتبط در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد.

مقایسه پیکربندی های ارزش

زنجیره ارزش و شبکه ارزش، پیکربندی های ارزش جایگزین هستند که بر استفاده از فناوری اطلاعات در شرکت تأثیر می‌گذارند در حالی که نقش فناوری اطلاعات، کارآتر کردن تولید در زنجیره ارزش است؛ فناوری اطلاعات ارزش افزوده را در کارگاه ارزش ایجاد می‌کند. با استفاده از خدمات دیجیتال مارکتینگ برمبنای هوش مصنوعی شرکت رابین هوش می‌توانید به کسب و کار خود رونق ببخشید. البته فناوری اطلاعات به شکل زیرساخت، ارزش اصلی در شبکه ارزش محسوب می‌شود. برخی شرکت ها دارای بیش از یک پیکربندی ارزش هستند اما اکثر شرکت‌ها یک پیکربندی غالب دارند.

سازمان به عنوان شبکه ارزش

سازمان های کسب و کار، در بلند مدت می‌توانند پیکربندی های ارزش خود را تغییر دهند. برای مثال، یک بانک می‌تواند کارگاه ارزش باشد هنگامی که بر تبدیل ورودی ها به خروجی ها تمرکز می‌کند. ارزش در خروجی قرار می‌گیرد و هنگامی که خروجی را در اختیار دارد، می‌تواند سازمان تولیدی را حذف کند. این حذف بر ارزش خروجی تأثیری ندارد. کارگاه ارزش، تأمین کننده راه حل است و مسائل را حل می‌کند.
ورودی، مسأله و خروجی، راه حل مسأله است. بانکی که این کار را انجام می‌دهد، خود را به عنوان مشاور مالی مینگرد که توانایی تأمین پول را نیز دارد. اما آنچه انجام می‌دهد، تعیین مسائل کارفرما، پرداختن به آن مسائل، انتخاب راه حل به همراه کارفرما و کمک به پیاده سازی آن است. بانک، با کنترل های کیفیت شدید و به عنوان بخشی از پیشنهاد خود، احتمالا مقداری نقدینگی را به صورت وام تأمین می‌کند یا نقدینگی کارفرما برای سرمایه گذاری را می پذیرد. اگر می‌خواهید برای تبلیغ کسب وکارتان در شبکه های اجتماعی از رقبایتان پیشی بگیرید روی ارتباط سریع با سلبریتی ها کلیک کنید.
بانک می‌تواند شبکه ارزش باشد که اساسا منطق بازار نیز همین است. بانک، نقش خود را به عنوان یک کانال بین کسانی که پول نداشته و کسانی که پول دارند، تعریف می‌کند. کار بانک، تنظیم جریان نقدینگی بین آن‌ها است. بانک افراد پولدار را جذب کرده تا پس اندازها و سرمایه گذاری ها را جمع آوری کند. همچنین بانک افراد بدون پول را جذب کرده تا به آن‌ها وام دهد. به عنوان شبکه ارزش، بانک افراد دارای امکانات مالی متفاوت را به هم مرتبط خواهد کرد. به مرور زمان، افراد درون شبکه ممکن است از نیازمند پول، به تأمین کننده پول تغییر موضع دهند و برعکس.

به عنوان کارگاه ارزش و شبکه ارزش، سازمان کسب و کار را می‌توان به عنوان یک بانک در نظر گرفت. اما این پیامدهای کاملا متفاوتی را برای انجام آنچه که خودش بر آن تمرکز دارد و آنچه که خودش نمی‌خواهد انجام دهد؛ به همراه دارد.
این امر نوعی منطق سیستم های استراتژیک را فراهم می‌کند یعنی می پرسد کدام سیستم استراتژیک بر حسب پیکربندی ارزش عملیاتی خواهند شد؟ انتخاب پیکربندی ارزش مناسب، تصمیم بلند مدت با پیامدهایی بلند مدت است. برای اطلاع از قیمت دیجیتال مارکتینگ بر مبنای هوش مصنوعی کلیک کنید.

در عمل، سازمان نه تنها باید پیکربندی ارزش مناسب را برای عملیاتی کردن کسب و کار خود انتخاب کند بلکه منافع منحصربه فردی، باید به دست آورد تا پیکربندی ارزش برای ایجاد ارزش مشتری متمایز را به روشی پایدار و تقلید ناپذیر انجام دهد. مدل های کسب و کار غالبا برای تعریف پیکربندی ارزش، منابع و پیشنهادهای ارزش منحصربه فرد مورد استفاده قرار می‌گیرند. با ظهور قابلیت فراگیر اینترنت که به طور اقتصادی و انعطاف پذیر مشتریان و تأمین کنندگان را مرتبط کرده و بین تأمین کنندگان و شرکا در سراسر جهان ارتباط برقرار می کنند، حجم زیادی از مدل های کسب و کار الکترونیکی مورد استفاده شرکت های کوچک و بزرگ نیز مشاهده می‌شود. استراتژی کسب و کار اینترنت محور که مدل های کسب و کار الکترونیکی از آن متصور می‌شود، استراتژی الکترونیکی نامیده می‌شود.
محور که مدل های کسب و کار الکترونیکی از آن متصور می‌شود، استراتژی الکترونیکی نامیده می‌شود. در حالی که این مدل های کسب و کار الکترونیکی وجود خود را مدیون فناوری اطلاعات هستند و بدون آن نمی‌توانند کار کنند، می‌توان آن‌ها را از نظر مفهومی از دیدگاه کسب و کار نیز مطالعه کرد.
در واقع، همه مدل های کسب و کار الکترونیکی که به طور موفقیت آمیز پیاده سازی شده‌اند، نتیجه تفکر درست درباره پیشنهاد کسب و کاری هستند که نحوه درآمدزایی و کسب سود از مدل کسب و کار سازمان را به وضوح تعریف می‌کند. درک درست از اصول مدل کسب و کار الکترونیکی نیز از دیدگاه مدیریت استراتژیک فناوری اطلاعات و کسب و کار مهم است.

برای مطالعه مقاله های دیگر در زمینه‌ی فناوری اطلاعات کلیک کنید.

سازمان به عنوان شبکه ارزش